الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
10
جامع الاحكام (فارسى)
كه فعلًا وظيفه آنها تقليد از او است باشد و در مورد عبادات با قصد قربت انجام گرفته باشد . س 4 - اين جانب 27 سال سن دارم ، طى اين دوران از شخص بخصوصى تقليد نكردهام ، البته به تمام مسائل طورى عمل كردهام كه مطمئنم وظيفهء خود را انجام دادهام ، علّت اينكه تا به حال از شخص بخصوصى تقليد نكردهام اينست كه معتقدم علما در بسيارى از مسائل توافق نظر دارند و در موارد اختلاف هم بايد تحقيق و تفحص كرد كه حق با كداميك است ، با اين كار تنها به فكر و عقيده يك نفر بخصوص متكى نخواهيم بود . اين طرز فكر از موقعى در من ايجاد شد كه داستان پيامبرى حضرت ابراهيم را در سورهء انعام خواندم ، ايشان هر بار پديدهاى را خداى خود اعلام مىكنند و با افول آن مىگويند اين خداى من نمىتواند باشد و . . . و در نهايت آن افولناپذير پايدار را به عنوان پروردگار جهان برمىگزينند . آيا توجه به همين داستان نمىتواند براى ما حجّت باشد كه ما به جاى تقليد از علماى مختلف ، در زمانهاى مختلف ( در صورت فوت آنها ) دستورات نزديك به يقين آنها را الگوى عمل قرار دهيم ؟ ج - علماء همچنانكه در بسيارى از مسائل فرعى اتفاق نظر دارند در بعضى از مسائل نيز اختلاف نظر دارند بنابراين ، روش مذكور ، مبرئ ذمّه نيست و داستان حضرت ابراهيم عليه السلام ربطى به مسأله تقليد ندارد بلكه مربوط به اصول دين است كه بر هر فردى لازم است كه به آن معتقد شود ، علاوه بر اينكه آن حضرت براى الزام بتپرستان و بطلان عقيدهء آنها از اين طريق وارد شد تا كاملًا فساد عقيدهء آنها را ثابت نمايد نه اينكه خودش ابتداءً به چيزى معتقد بود و بعد به چيز ديگر ، وشما با اين روش حكم خدا را نمىتوانيد بطور يقين - كه براى شما عند اللّه حجت باشد - بدست آوريد و بهر حال وظيفه در مسائل مورد اختلاف تقليد از مجتهد اعلم زنده است . و اللّه العالم . س 5 - آيا تقليد از مجتهد جامع الشرائط مىبايست با اجازهء وى باشد ؟ ج - اجازه لازم نيست . و اللّه العالم .